تبلیغات

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها

شمارش معکوس برای نوروز/ سینمای ایران در انتظار یک پدیده

ارسال شده توسط پویان | دسته‌بندی نشده | دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸ ۱۱:۴۲ ق.ظ

با شروع سال جدید چشم سینمای ایران به گیشه اکران نوروزی است، اکرانی که می‌تواند فرجام سینمای ایران در سال ۸۹ را روشن کند، رقابت چهار فیلم برای تصاحب گیشه در نخستین روزهای سال دیدنی است.

به گزارش خبرنگار مهر، اکران نوروزی آغاز یک رقابت برای جذب مخاطب گسترده است، چراغ سینمای ایران در سال ۸۹ را اکران نوروز روشن می‌کند و جذب مخاطب بالا در یکی از بهترین فصلهای سال می‌تواند نویدبخش یک دوره پررونق و پربار در سینمایی باشد که از نظر فروش و جذب مخاطب شکننده است.

سال گذشته فروش میلیاردی “اخراجی‌ها ۲″ و استقبال گسترده از دومین ساخته مسعود ده‌نمکی این انتظار را به وجود آورد که سینمای ایران دوران خوشی را پشت سربگذارد، نمایش “درباره الی” در اکران دوم تابستان می‌توانست فروشهای میلیاردی را ادامه دهد اما فضای اجتماعی به گونه‌ای رقم خورد که پدیده‌های اکران محدود به “اخراجی‌ها ۲″ و “درباره الی” شدند و حتی فیلمهای عامه‌پسندی مانند “آقای هفت رنگ” به قصد رکوردشکنی روی پرده رفتند در جذب مخاطب ناکام ماندند.

با شروع سال ۸۹ فیلمهای سینمایی “تسویه حساب”، “طهران، تهران”، “سلام بر عشق” و “هیچ” نوروز روی پرده می‌روند. چهار فیلم با حال و هوای متفاوت که فضایی ویژه دارند و هریک می‌توانند گروهی از مخاطبان را راضی کنند. این تنوع در انتخاب می‌تواند عاملی باشد که مخاطب سینمای ایران برای دیدن این تجربه‌ها ترغیب به سینما رفتن شود.

“تسویه حساب” یک فیلم کمدی است با نگاه ویژه میلانی به موقعیت زنها در جامعه و تاثیر فضای جامعه برشکل گیری روابطی نادرست، میلانی که پارسال نوروز فیلم پرفروش “سوپراستار” را روی پرده داشت، این بار باید با فیلمهایی رقابت کند که از نظر موضوع و ترکیب بازیگران جذاب‌تر از “تسویه حساب” به نظر می‌رسند.

“تسویه حساب” به کارگردانی تهمینه میلانی یکی از فیلمهای اکران نوروزی

اما دست “تسویه حساب” برای رقابت در گیشه نوروزی خالی نیست، فیلم پس از چند سال توقیف روی پرده رفته و این موضوع حاشیه‌های فراوانی برای آن رقم زده که از نظر تبلیغاتی به جذب مخاطب کمک می‌کند، ترکیب بازیگران و پررنگ بودن نقش مردان در این فیلم هم می‌تواند به استقبال نسبی از آن منجر شود.

“طهران، تهران” یکی از متفاوت ترین فیلمهای اکران نوروزی است، فیلمی که نمایش آن در جشنواره فیلم فجر با حاشیه‌های فراوان همراه بود، از یک سو جماعت منتقد و روزنامه‌نگار فیلم را به دلیل فضای متفاوت و تجربه ویژه کارگردانش ستایش کردند و از سوی دیگر گروهی نقدهای تند و تیزشان را نصیب اپیزودهای این فیلم کردند.

به هرحال اکران فیلمی از داریوش مهرجویی پس از ماجرای “سنتوری” می‌تواند دوستداران این کارگردان را به سالنهای سینما بیاورد، “تهران، روزگار آشنایی” فضایی نوستالژیک و خاطره‌انگیز و انبوهی بازیگر دارد، اپیزود دوم البته حاصل کارگردان جوانی است که با وجود تجربه‌گری فراوان در سینما هنوز فیلم پرفروشی در کارنامه‌اش نداشته است و “تهران، سیم آخر” می‌تواند این فرصت را برای مهدی کرم‌پور فراهم کند.

“هیچ” به کارگردانی عبدالرضا کاهانی از فیلمهای متفاوت این دوره از اکران نوروزی است که بازیگران متعددی دارد که می‌توانند به جذب مخاطب برای این فیلم تلخ اجتماعی کمک کننند. “هیچ” حاشیه‌های فراوانی داشت تا برای نمایش در جشنواره فیلم فجر پذیرفته شود و پروانه ساخت دریافت کند. این دومین فیلم کاهانی است که پس از “بیست” روی پرده می‌رود.

“بیست” که بهار سال ۸۸ اکران عمومی شد با وجود قصه تلخی که داشت به طور نسبی در گیشه موفق بود به نظر می‌رسد فرجام “هیچ” هم  نسبتا در گیشه موفقیت آمیز باشد، هر چند قصه و فضای فیلم با آنچه تا به حال در نوروز دیده‌ایم تفاوت بسیار دارد.

چهارمین گزینه اکران نوروزی دقیقا مطابق معیارهایی انتخاب شده که در سالهای اخیر فیلمهای نوروزی برگزیده می‌شوند، “سلام بر عشق” که محصول یکی از مهمترین شرکتهای تهیه‌کننده آثار عامه پسند است بهار ۸۹ روی آنتن می‌رود، اصغر نعیمی کارگردان این فیلم سینمایی، پیشتر فیلم پرفروش “بی‌وفا” را ساخته و این بار با بازیگرانی مثل نیکی کریمی، امین حیایی و آتیلا پسیانی تلاش کرده فیلمی بسازد که در کنار داشتن ارزشهای سینمایی برای مخاطب عام شسته رفته‌تر و حرفه‌ای تر از فیلم قبلی باشد.

احتمالا “سلام برعشق” به دلیل داستان، تعداد سینماها، تبلیغات گسترده و گروه بازیگرانش گیشه پررونقی خواهد داشت هر چند به نظر نمی‌رسد  هیچ فیلمی بتواند رکورد “اخراجی‌ها ۲″ را به این زودی‌ها بشکند. نوروز سال ۸۹ اکران دو فیلم “به رنگ ارغوان” و “عیار ۱۴″ ادامه پیدا می‌کند، فیلمهایی که با توجه به فضای متفاوت و موضوعهای خاصشان تا امروز در جذب مخاطب به شکل نسبی موفق بوده‌اند.

“قفسه رنج”(Hurt locker) شش جایزه اسکار برد

ارسال شده توسط پویان | دسته‌بندی نشده | دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸ ۱۱:۴۲ ق.ظ

درام ضدجنگ ” قفسه رنج” شش جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را به دست آورد.”آواتار” به کارگردانی جیمز کامرون که عنوان پرفروشترین فیلم تاریخ سینما را اختیار دارد هم ناکامترین اسکار هشتاد و دوم بود.
به گزارش خبرنگار مهر، هشتاد و دومین دوره مراسم جایزه اسکار سحر گاه امروز به وقت تهران در سالن کداک تیه تر لس آنجلس برگزار شد و فیلم “قفسه رنج” ساخته کاترین بیگلوکه در ۹ رشته نامزد شده بود، شش جایزه اسکار از جمله اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را به خود اختصاص داد.به این ترتیب بیگلو به نخستین کارگردان زنی بدل شد که تا کنون اسکار کارگردانی را از آکادمی علوم و هنر های سینمایی آمریکا دریافت کرده است.

“قفسه رنج” علاوه بر دو جایزه اصلی در رشته های فیلمنامه اقتباسی ، تدوین ، تدوین صدا و ترکیب صدا نیز برنده جایزه اسکار شد.

اکشن علمی – تخیلی و پر هزینه “آواتار” ناکام ترین فیلم مراسم اسکار هشتاد و دوم بود.این فیلم که با کارگردانی جیمز کامرون عنوان پر فروش ترین فیلم تاریخ سینما را نیز در اختیار دارد،در حالی که در ۹ رشته نامزد دریافت جایزه اسکار بود در نهایت تنها به سه جایزه اسکار در رشته های بهترین فیلمبرداری ، طراحی صحنه و جلوه های ویژه تصویری بسنده کرد.

فیلم مستقل ” پرشس” ساخته لی دنیلز دو جایزه بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش مکمل زن ( مونیک) را دریافت کرد.فیلم “دل دیوانه ” نیز دو جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد ( جف بریجز) و ترانه فیلم را به خود اختصاص داد.

انیمیشن “بالا” ساخته پیت داکتر نیز دو جایزه گرفت.این انیمیشن که در فهرست نامزد های بهترین فیلم امسال هم قرار داشت،در رشته های بهترین انیمیشن و بهترین موسیقی متن برنده جایزه اسکارشد.

ساندرا بولاک که پریشب برای بازی در فیلم “همه چیز درباره استیو”دو جایزه تمشک طلایی ( بدترین های سال سینمای آمریکا)را دریافت کرده بود، برای ایفای نقش در فیلم “سمت کور” برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن شد. در حالی که کریستف والتس بازیگر اتریشی فیلم “لعنتی های بی آبرو”ساخته کوئنتین تارانتینو نیز به جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد دست یافت.

در رشته بهترین فیلم خارجی زبان در حالی که به نظر می رسید دو فیلم “روبان سفید” اثر میشائیل هانکه از اتریش و “پیشگو” به کارگردانی ژاک اودیار از فرانسه بخت بیشتری برای تصاحب جایزه اسکار داشته باشند ، فیلم آرژانتینی “راز درون چشم هایشان” برنده مجسمه طلایی شد.

در این مراسم دو جایزه افتخاری اسکار نیز به راجر کورمن فیلمساز و لورن باکال بازیگر کهنه کار سینمای هالیوود اهدا شد.
سایر برندگان هشتاد و دومین دوره جوایز اسکار عبارتند از :
طراحی لباس : ویکتوریای جوان
چهره پردازی : سفر ستاره ای
مستند بلند : خلیج
مستند کوتاه : موسیقی پرودنس
انیمیشن کوتاه : لوگوراما
فیلم کوتاه : مستاجرهای جدید

“سفر مرگ” برای نمایش عمومی کوتاه می‌شود

ارسال شده توسط پویان | دسته‌بندی نشده | دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸ ۱۱:۳۸ ق.ظ

فیلم سینمایی “سفر مرگ” به کارگردانی و تهیه‌کنند‌گی حسن آقاکریمی برای نمایش عمومی چند دقیقه کوتاه می‌شود.

آقاکریمی به خبرنگار مهر گفت: نمایش فیلم در جشنواره فجر با استقبال منتقدان مواجه شد اما به نظر می‌رسد مخاطب عام ارتباط زیادی با فیلم برقرار نکرد. پخش “سفر مرگ” را رسانه فیلمسازان برعهده دارد و امیدوارم فیلم در شرایط مناسب روی پرده برود تا مخاطب بیشتری داشته باشد.

وی ادامه داد: “سفر مرگ” را برای دریافت پروانه نمایش ارائه داده‌ایم با دریافت پروانه برای تبلیغات و شیوه اکران فیلم برنامه‌ریزی می‌کنیم. با توجه به نسخه‌ای که در جشنواره اکران شد فیلم را چند دقیقه کوتاه می‌کنیم تا ریتم بهتری داشته باشد.

فیلم سینمایی “سفر مرگ” اولین تجربه کارگردانی حسن آقاکریمی با بازی آتیلا پسیانی، مهرداد صدیقیان و مهران رجبی در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر روی پرده رفت.

پ.ن :‌زمان این فیلم حدود ۷۵ دقیقه بود که اگر کوتاه شود بیشتر به فیلم کوتاه شبیه خواهد شد .

کمتر از ۲۴ ساعت تا اسکار/ نامزد جایزه اسکار دو تمشک طلایی را به خانه برد

ارسال شده توسط پویان | اخبار سينماي جهان | یکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ ۱:۵۱ ب.ظ

در حالی که کمتر از ۲۴ ساعت به آغاز مراسم جایزه اسکار باقی مانده ، سی‌امین دوره مراسم جایزه تمشک طلایی (بدترین های سینمای آمریکا) دیشب برگزار شد.
به گزارش خبرنگار مهر ساندرا بولاک که برای دو فیلم نامزد جایزه اسکار بازیگری شده ، دو جایزه تمشک طلایی را به خانه برد.بولاک برای فیلم ” همه چیز درباره استیو”به عنوان بدترین بازیگر نقش اول زن شناخته شد.ضمن آنکه عنوان بدترین زوج سینمایی برای همین فیلم به بولاک و بردلی کوپر تعلق گرفت.

مایکل بی که در سال های گذشته برای کارگردانی فیلم های “آرماگدون” و”پرل هاربر” دوبار نامزد عنوان بدترین کارگردان شده بود، امسال با کارگردانی فیلم ” ترنسفورمرز:انتقام شکست خوردگان” به این عنوان دست یافت.”ترنسفورمرز…”همچنین به عنوان بدترین فیلم و بدترین فیلمنامه نیز رسید.

برگزار کنندگان جوایز تمشک طلایی به مناسبت سی امین سال اهدای این جوایز بدترین های دهه اخیر را نیز انتخاب کردند که در میان آنها نام فیلم “زمین میدان نبرد” بدترین فیلم ، ادی مورفی بدترین بازیگرمرد و پاریس هیلتن بدترین بازیگر زن دهه نخست قرن بیست و یکم شناخته شدند.

دیگر برندگان جایزه تمشک طلایی ۲۰۰۹ عبارتند از :

بدترین بازیگران مرد : هر سه برادر عضو گروه یوناس برادرز در فیلم ” کنسرت سه بعدی یوناس برادرز”

بدترین بازیگر مرد نقش مکمل : بیلی ری سایرس “هانا مونتانا”

بدترین بازیگر زن نقش مکمل : سی ینا میلر ” جی آی جو”

بدترین مقدمه ،دنباله یا بازسازی یک فیلم : “سرزمین گمشدگان”

فیلمبرداری “پایان دو” به پایان رسید

ارسال شده توسط پویان | دسته‌بندی نشده | یکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ ۱:۴۸ ب.ظ

“پایان دو” به کارگردانی یعقوب غفاری برای نمایش در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر آماده می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلمبرداری فیلم سینمایی “پایان دو” جمعه چهاردهم اسفندماه به پایان ‌رسید. “پایان دوم” اولین فیلم بلند سینمایی غفاری است که در آن آناهیتا نعمتی، دانیال عبادی، زیبا بروفه، مجید یاسر، مهدی فقیه و یعقوب غفاری و… بازی کردند.

تدوینگر این فیلم هنوز مشخص نشده و به زودی با انتخاب تدوینگر، صداگذار و آهنگساز مراحل فنی فیلم شروع می‌شود. فیلم اردیبهشت ۸۹ آماده نمایش می‌شود اما تا جشنواره بیست و هشتم روی پرده نمی‌رود. در خلاصه این فیلم آمده است: رویا وعشق، عشق و آرمان، آرمان و زمان، زمان و وصل، وصل و هجر، هجر و پایان، پایان و امید همه روایتگر داستان فیلم هستند.

فیلبرداری این فیلم برعهده محمود کلاری بود . تهیه‌کنندگی ان را محسن علی‌اکبری و علی غفاری انجام می‌دهند و محصول موسسه تصویرگران هفت آسمان و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است.

ستاره های هالیوودی پس از بارداری چگونه به حالت عادی برگشته اند ؟

ارسال شده توسط پویان | اخبار سينماي ايران | سه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ ۷:۱۷ ب.ظ

تقریبا یکی از مهمترین نگرانی های همه مادران،پس از تولد فرزندشان این است که دوباره به همان فرم بدنی پیش از بارداری برگردند. این مسأله در مورد مادران هالیوودی خیلی مهمتر و اساسی تر است. آنچه در زیر می آید بررسی این مسأله در مورد زنان هالیوودی است که به تازگی چنین شرایطی را تجربه کرده اند:

کاترین زتا جونز (Catherine Zeta-Jones)
کاترین پس از تولد فرزند دومش، چنان تمرینات فشرده ای همراه رژیم غذایی در پیش گرفت که اندام پس از وضع حملش باعث حیرت همگان شد.

http://www.iranuon.net23.net/uploads/1364967844.jpg

کیتی هولمز (Katie Holmes)
پس از تولد فرزندش سوری (Suri) در بهار ۱۳۸۵ کیتی با سرعت وحشتناکی لاغر شد. به طوری که در جشن عروسیشان در پاییزهمان سال اندام کیتی در لباسی از جورجو آرمانی حسرت خیلیها را برانگیخت.

http://www.iranuon.net23.net/uploads/1324587849.jpg

آنجلینا جولی (Angelina Jolie)
در مورد لاغر شدن آنجلینا پس از به دنیا آوردن شیلو (Shiloh) شایعات زیادی وجود دارد، از اختلالات غذایی گرفته تا مصرف هروئین!! به هر حال آنجلینا تأکید دارد که خاصیت ارتجاعی بدنش جزو اسرار خاص زندگی اوست!

http://www.iranuon.net23.net/uploads/1278250539.jpg

جولیا رابرتز (Julia Roberts)
وقتی جولیا، هنری پسر را باردار بود، به نظر می رسید که شکمش خیلی بزرگ شده باشد، ولی تنها ده هفته پس از وضع حمل اندام این زیبای آمریکایی به وضعیت اولیه خودش برگشت.

http://www.iranuon.net23.net/uploads/1342100800.jpg

گوئن استفانی (Gwen Stefani)
اندام فوق العاده مسحور کننده اش مشهور شد، ولی همه چیز پس از تولد پسرش کینگستون (Kingston) عوض شد. گوئن یک مربی شخصی گرفت و پنج روز در هفته ورزش کرد تا سه ماه به وضعیت اولیه خود برگشت.

http://www.iranuon.net23.net/uploads/1271871365.jpg

ردپای تاریخ و تحریف آن در سینمای ایران

ارسال شده توسط پویان | اخبار تلوزيون ايران | سه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ ۱۲:۴۱ ق.ظ

هر ملتی در هر دورهای ، از شناخت تاریخ و فرهنگ خود بینیاز نیست و بیگمان ملتی که از دانشگاه بزرگ تاریخ خود درس میگیرد کمتر دچار تکرار اشتباهات آن میشود. اما گویی که مردمان این سرزمین کهن ، سال هاست که حافظه تاریخی خود را از دست دادهاند و به رویاهای بی خبری خویش دل خوش داشتهاند. مروری کوتاه بر فهرست فیلمهای تاریخی ایرانی از آغاز تاکنون که به دست افراد گوناگون و با انگیزه های متفاوت ساخته شدهاند ، به خوبی نمایانگر کم کاری ، بی انگیزگی ، بی برنامهبودن ، ساده انگاری ، ضعف توان اقتصادی و عدم شناخت درست سینماگران اعم از بخش دولتی و خصوصی از تاریخ ایران است و این همه باعث شده است تا بجز چند مورد انگشت شمار ، آثاری نه چندان در خور فرهنگ و تمدن چندین هزار ساله ایرانیان در کارنامه سینمای ایران ثبت شود. در نخستین سال های آغاز کار سینما در ایران « عبدالحسین خان سپنتا » ، نویسنده ، روزنامه نگار ، شاعر ، هنرپیشه ، فیلمنامه نویس ، کارگردان سینما و سازنده نخستین فیلم ناطق فارسی که به دعوت « دینشاه ایرانی » رئیس انجمن زرتشتیان بمبئی برای ترجمه کتابهای ایران شناسی به بمبئی رفته بود با « اردشیر ایرانی » که یکی از زرتشتیان موفق دوستدار ایران و مدیر شرکت فیلمبرداری « امپریال فیلم » بمبئی بود ، آشنا شد و شروع به ساختن فیلم نمود. سپنتا که برای بیان دلبستگیهای خود به مضامین تاریخی و گنجینه ادبیات فارسی ، سینما را وسیلهای مناسب تشخیص داده بود ، دومین فیلم خود به نام « فردوسی » را پس از دختر لر (۱۳۱۲) ساخت و برای نخستین بار در جشن هزاره فردوسی در توس به نمایش درآورد. پس از آن سپنتا فیلم موفق و پرفروش « شیرین و فرهاد » را بر اساس منظومه نظامی گنجوی در سال ۱۳۱۳ به روی پرده برد و پس از آن فیلم « لیلی و مجنون » را ساخت که در سال ۱۳۱۶ به نمایش درآمد. سپنتا فیلم نامه دیگری نیز به نام « حکیم عمر خیام » نوشته بود که متأسفانه موفق به ساخت آن فیلم نشد.
در سال ۱۳۳۳ « نصرت الله محتشم » فیلم « آقا محمد خان قاجار » را ساخت و پس از آن شاپور یاسمی فیلم « امیر ارسلان نامدار» (۱۳۳۴) و علی محمد نوربخش فیلم « لیلی و مجنون » (۱۳۳۵) را بر اساس داستانهای تاریخ و ادبیات فارسی ساخته و به روی صحنه بردند. در سال ۱۳۳۶ دکتر شاهرخ رفیع فیلم نه چندان موفق « رستم و سهراب » را بر اساس داستانهای شاهنامه فردوسی ساخت. سپس شاپور یاسمی با نگاهی دوباره به داستان امیر ارسلان فیلم « قزل ارسلان » (۱۳۳۶) را درباره پسر امیر ارسلان کارگردانی و پخش نمود. فیلم « بهلول » نیز در همین سال (۱۳۳۶) بر اساس نمایشنامهای از سرهنگ محمد شب پره توسط صادق بهرامی کارگردانی و به نمایش درآمد. در سال ۱۳۳۶ همچنین فیلم نه چندان موفق « یعقوب لیث صفار » توسط علی کسمایی و منوچهر زمانی ساخته شد. یک سال پس از آن (۱۳۳۷) از منوچهر زمانی فیلم « بیژن و منیژه » که اقتباسی از شاهنامه فردوسی و بر اساس فیلم نامهای از « سیامک یاسمی » بود به نمایش درآمد. سپس شاپور یاسمی بر اساس داستانهای هزار و یکشب فیلم « پسر دریا » (۱۳۳۸) را ساخت. در سال ۱۳۴۵ دکتر اسماعیل کوشان با دو فیلم « حسین کرد شبستری » و « امیر ارسلان » به صحنه آمد. او یک سال پس از آن ( ۱۳۴۶ ) نیز فیلم « گوهر شب چراغ » را با زمینه تاریخی به نمایش درآورد. در همین سال فریدون رهنما فیلم « سیاوش در تخت جمشید » را که برداشتی غیر متعارف از داستان سیاوش بود ، به تصویر کشید.در این فیلم دو تیره در جنگند . سیاوش می کوشد که جنگ پایان یابد . جنگی که مانع می شود مردمان خودشان باشند . اما اطرافیان سیاوش آرام نمی نشینند و با دسیسه ها و دروغ ها کار را به یک جنگ و خونریزی مجدد می کشانند .این فیلم در سال ۱۳۴۵ توانست جایزه ویژه فیلم اپستاین را از نوزدهمین جشنواره فیلم کارنو سوئیس دریافت کند.
مهدی رئیس فیروز در سال ۱۳۴۷ برداشتی دیگر از داستان « یوسف و زلیخا » را در فیلمی به همین نام به تصویر کشید و ناصر ملک مطیعی فیلم ناموفق « جاده زرین سمرقند » را که به دوران حکومت هارون الرشید میپرداخت ، کارگردانی نمود. در سال ۱۳۴۹ سیامک یاسمی فیلم « لیلی و مجنون » را پرداخت و دکتر اسماعیل کوشان فیلم تاریخی ـ حماسی « شیرین و فرهاد » را در کارنامه خود ثبت کرد. در سال ۱۳۵۰ علی حاتمی فیلم « ستارخان » را کارگردانی کرد و یک سال بعد « امیر شروان » فیلم تجاری « عباسه و جعفر برمکی » را ساخت و « دکتر حسن ساسانپور » فیلم ناموفق « صلاح الدین ایوبی » (۱۳۵۱) را که محصول مشترک ایران و ترکیه بود کارگردانی نمود.

فاجعه از آن زمان آغاز شد که سرمست از اندیشههای مهاجم با متجاوزین به سرزمین پدری خویش هم آواز شدیم و کتابهای تاریخی و کهن خویش را سوزاندیم و جایگاه بس رفیع نیاکانمان را ارج ننهادیم و نشستیم تا هرودتها پدر تاریخ شوند و برای ما کتاب تاریخ بنویسند و راست و دروغ را در هم بیامیزند و معجونی تلخ و شیرین را به نام تاریخ جهان به خورد ما دهند و انتقام شکستهای تاریخی خود در میدان های نبرد را روی کاغذ از ما بگیرند و در میدانهای نبرد تخیلی خویش ما را شکست داده و تحقیر کنند و بعد هم نوادگان آن ها ، آن تخیلات را به اسم فیلمهای تاریخی به ما بفروشند. اما چه سود که هنوز نیز به کژراهه می رویم. گاه دست و دلمان به سوی فراوردههای تولیدی استودیوهای بزرگ هالیوودی است و گاه به بازیچه هایی که فرهنگ مهاجم جاهلی در دامان ما گذاشته است ، دل باخته ایم .
به راستی چه زمانی تاریخ درخشان و پر فراز و نشیب این سرزمین کهنسال جایگاه راستین خود را در ذهن و دل ایرانیان باز خواهد یافت و ردی واقعی از خود در سینمای ایران بر جای خواهد گذاشت. چگونه است که ما با تمدنی چندین هزار ساله به چهرههای تاریخی و قهرمانان ملی خویش بی مهری می ورزیم و پیشینه با ارزش خویش را به هیچ میانگاریم ولی هالیوود در کشور نوپای ایالات متحده آمریکا ، چنین گسترده تاریخ جوان خویش را بر روی پردههای بزرگ سینما به رخ همگان می کشاند و بزرگ ترین نمایشگر تاریخ جهان به جهانیان است. ما نیز همچون بسیاری از میلیاردها ساکنین شرق ، قهرمانان تاریخی و استورهای خودمان را رد شده از صافی ذهن و دوربینهای غربی ها دیدهایم و در این میان هالیوود هر چه خواسته به آدمها و وقایع تاریخی شرقیها افزوده و یا از آن کاسته است و در این راه بسیار موفق بوده است. چرا هندیها گاندی را در اثر « ریچارد اتنبرو » می بینند و حالا پاکستانیها و ترکها و ایرانیها منتظرند تا زندگی « محمد علی جناح » و « آتاتورک » « رضا شاه بزرگ » و « دکتر محمد مصدق » را غربیها برای آن ها به تصویر بکشند. پیروز این میدان شرکت های بزرگ تولید فیلم هستند. ما آدمهای تاریخی را به آن ها میفروشیم و چون کالایی گران بها دوباره آن ها را می خریم و بهایی که برای این داد و ستد می دهیم ، « تحریف تاریخ » است.فیلم های تاریخی که آن ها به ما می فروشند در حکم همان اسب تروا هستند که به آرامی وارد خانه های ما می شوند.

فریدون رهنما ، دانش آموخته انستیتوی فیلمولوژی دانشگاه سوربن فرانسه که از سال ۱۳۳۹ با فیلم کوتاه تخت جمشید به سینما وارد شده بود ، در سال ۱۳۵۲ فیلم « پسر ایران از مادرش بی خبر است » را به روی پرده برد.
در سال ۱۳۵۳ همایون شهنواز مجموعه تلویزیونی موفق و پر بیننده « دلیران تنگستان » را عرضه نمود و یک سال پس از آن علی حاتمی در مجموعه تلویزیونی « سلطان صاحبقران » (۱۳۵۴) وقایع ۵۰ سال حکومت ناصرالدین شاه را به تصویر کشید.
در سال ۱۳۵۵ « شیر خفته » محصول مشترک ایران و آلمان که به قضیه تحریک تنباکو میپرداخت به کارگردانی دکتر اسماعیل کوشان ساخته شد. پرویز کیمیایی نیز « اوکی مستر» را درباره حضور ویلیام ناکس دارسی در ایران و امتیاز استخراج نفت کارگردانی نمود که در سال ۱۳۵۸ به نمایش درآمد. مهدی معدنیان نیز در همین سال فیلم « فریاد مجاهد » را ساخت که به رویدادهای مدرسه فیضیه می­پرداخت. در سال ۱۳۵۹ امیر قویدل نیز در فیلم « خونبارش » نگاهی به وقایع ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ داشت.
در سال ۱۳۶۰ مجموعه خوش ساخت و دیدنی « بوعلی سینا » ساخته « کیهان رهگذر » از سیما پخش شد. یک سال پس از آن « حسن هدایت » گوشهای از جنگهای میرزا کوچک جنگلی را در فیلم « پیک جنگل » به تصویر کشید و فریبرز صالح نیز فیلم « سفیر » (۱۳۶۱) را در مورد درگیری های یاران حسین بن علی با یزید و ابن زیاد کارگردانی نمود. در سال ۱۳۶۲ پخش مجموعه تلویزیونی پرهزینه « سربداران » در مورد قیام سربداران در دوران سلطه مغول به کارگردانی محمد علی نجفی از سیما آغاز شد. « شاه شکار » نیز مجموعه تلویزیونی دیگری بود که به کارگردانی سعید نیک پور در همین سال ساخته شد. حبیب کاوش نیز در همین سال فیلم تاریخی ـ سیاسی « دادشاه » را کارگردانی کرد. در سال ۱۳۶۳ فیلم با ارزش « کمال الملک » به کارگردانی علی حاتمی ساخته شد و امیر قویدل نیز فیلم « سردار جنگل » را در سال ۱۳۶۴ عرضه نمود. در همین سال مجموعه تلویزیونی پربیننده « امیر کبیر » (۱۳۶۴) به کارگردانی سعید نیک پور برای پخش از سیما ساخته شد و « علی اصغر شادروان » فیلم « تیرباران » را درباره زندگی علی اندرزگو و ترور حسنعلی منصور در سال ۱۳۶۵ به نمایش درآورد.

در سال ۱۳۶۶ مجموعه تلویزیونی دیدنی « هزاردستان » به کارگردانی علی حاتمی که به وقایع تاریخی و سیاسی ـ اجتماعی تهران قدیم میپرداخت و سال ها تولید آن دچار وقفه شده بود از سیما پخش شد. علی حاتمی در واپسین سال های عمرش مشغول ساخت فیلم « جهان پهلوان تختی » بود که با درگذشتش فیلم نیمه کاره ماند و سرانجام توسط بهروز افخمی سر هم بندی شد و به روی پرده رفت. در سال ۱۳۶۷ نیز بهروز افخمی کوشید تا با ساخت مجموعه تلویزیونی « کوچک جنگلی » چهره تاریخی و سیاسی مکدر و مغشوش کوچک جنگلی را تطهیر کند . محسن مخملباف « ناصرالدین شاه آکتور سینما » را در سال ۱۳۷۰ به روی پرده برد و مجتبی راعی نیز فیلم « جای امن » را در سال ۱۳۷۲ با توجه به وقایع ۱۷ شهریور ۵۷ به تصویر کشید.
در سال ۱۳۷۴ فیلم مجموعه « شیخ مفید » توسط فریبرز صالح و سیروس مقدم کارگردانی شد . حسین قاسمی جامی مجموعه تلویزیونی « سیمرغ » را بر اساس زندگی شهیدان شیرودی و کشوری ساخت و در سال ۱۳۷۵ در سیما به نمایش درآورد. در همین سال مجموعه تلویزیونی پرهزینه « امام علی » ( ۷۵ ـ ۱۳۷۰) به کارگردانی داوود میرباقری ساخته و پخش شد که برخی از صحنه های آن در میان هموطنان اهل تسنن با اعتراض های آشکار و پنهانی رو به رو شد. پس از آن نیز جمال شورجه در فیلم « خلبان » ( ۷۷ ـ ۱۳۷۵ ) زندگی خلبان « عباس دوران » را به تصویر کشید.

در طی این سال ها در اتحاد جماهیر شوروی سابق نیز با هزینه روسها و عشق و علاقه تاجیکهای ایرانی تبار فیلمهای به یاد ماندنی « داستان سیاوش » ، « کاوه آهنگر » و « رستم و سهراب » ساخته شد و اگر چه این فیلم ها با عشق و علاقه و مهر به میهن ساخته شد ولی هرگز آثاری بدون نقص و خالی از اشکال نبودند. در این میان فیلم داستان سیاوش محصول « تاجیک فیلم » ، بیش از همه توجه مخاطبان را جلب کرد . فیلم نامه آن را « گئورکی کالتونوف » نوشت ، فیلم برداری اش را « دولت خدا نظر اوف » بر عهده داشت . بازیگرانی چون « فرهاد یوسف » ، « سلطانه اورلاوی » و « عطار خوب ریزی » در آن بازی کردند و کارگردانی اش را « بوریس کیمیاگر اوف » بر عهده داشت . برای موسیقی این فیلم منتخبی از آثار ارزشمند استاد « اسفندیار منفرد زاده » را برگزیدند. این فیلم پس از انقلاب در ایران به نمایش در آمد و مورد استقبال ایرانیان قرار گرفت .یکی از صحنه های این فیلم که بسیار جذاب و تاثیر گذار بود ، صحنه ای بود که سیاوش از مرز ایران می گذرد و به توران می رود و از آن جا با ایران سرزمین مادری خود به گفت و گو یی عاشقانه می نشیند . شگفت آن که این صحنه پر احساس که می توانست به تقویت حس میهن دوستی در تماشاگر ایرانی بیانجامد در فضای انقلابی آن دوران به عنوان صحنه ای طاغوتی و ضد دینی در نظر آمد و از متن فیلم بریده شد و دور انداخته شد.
یکی دیگر از این دست فیلم ها دو نسخه متفاوت از داستان « رستم و سهراب » بود. یکی از این دو نسخه تولید هندوستان و دیگری تولید روسیه و تاجیکستان بود. البته نسخه دوم جدید تر و رنگی بود و هنرنمایی هنرمندان تاجیک نیز بر جذابیت آن افزوده بود. نسخه هندی داستان رستم و سهراب نیز از نظر هنری دارای ارزش بود. این فیلم در سال های دهه ۱۹۵۰ توسط کمپانی خاندان « کاپور » ساخته شد و بازیگران نامدار هندی همچون « پرتوی راج کاپور » ( پدر راج کاپور معروف ) و « ممتاز » هنرمند زن ایرانی الاصل در آن هنرنمایی کردند.
اما کاملا مشهود است که طی دو دهه اخیر تولید فیلم ـ مجموعههایی که بر اساس وقایع ادیان سامی و تاریخ اعراب ساخته شدهاند ، فزونی یافته است. در همین زمینه فرج الله سلحشور با فیلم « ایوب پیامبر » ، محمد علی نجفی با « زمین آسمانی » و شهرام اسدی با « روز واقعه » به عرصه آمدند و مهدی فخیم زاده مجموعههای تلویزیونی « تنهاترین سردار » و « ولایت عشق » را برای سیما کارگردانی نمود و از این قبیل تولیدات میتوان مجموعههای تلویزیونی پر هزینه « مردان آنجلوس » به کارگردانی فرج اله سلحشور و « مریم مقدس » به کارگردانی « شهریار بحرانی » را نیز نام برد. همچنین مجموعه ۲۲ قسمتی « ملاصدرا » به کارگردانی حسن فتحی ، مجموعه « شیخ محمد خیابانی » به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی و مجموعه تاریخی « آشیانه سیمرغ » درباره زندگی یک شیخ لبنانی به نام بهاءالدین محمد بن حسین بن عبد الصمد جبل عاملی حارثی حمدانی مشهور به « شیخ بهایی » به کارگردانی شهرام اسدی در سیما تهیه شد.
جالب این جاست که پس از ساخت پروژه های پر هزینه ای همچون مریم مقدس ، مردان آنجلوس و ایوب پیامبر ، طی سال های اخیر اکثر پروژه های سنگینی که در سیما در دست ساخته است درباره پیامبران بنی اسرائیل است که از آن میان می توان به ساخت دو پروژه بزرگ و پرخرج از کیسه بیت المال مسلمین ( ! ) به نام های « مجموعه تلویزیونی حضرت موسی » به تهیه کنندگی محسن علی اکبری و « مجموعه ۴۰ قسمتی « حضرت یوسف » به کارگردانی فرج اله سلحشور اشاره کرد .تصور نمی کنم در خود کشور اسرائیل تاکنون این اندازه سریال تلویزیونی در مورد پیامبران بنی اسرائیل ساخته شده باشد.

علی شعاعی مدیر تولید و تهیه کننده سینما در این مورد میگوید :
« صدا و سیما پس از مردان آنجلس با آن بودجه عظیم سریال دیگری را با نام مریم مقدس ساخته و پخش نمود که این هم در صرف بودجه زبانزد خاص و عام است. واقعاً چرا ما به جای پرداختن به فردوسی، نظامی و تاریخ ایران و ده ها آثار چشمگیر دیگر میرویم سراغ موضوعاتی که پیش تر از ما غربیها بهتریناش را ساختهاند ، چرا نباید این بودجههای عظیم صرف تاریخ خودمان بشود و یا حداقل به ما هم اجازه بدهند و در کنار آن همه سریال ریز و درشت و پرهزینه ، در دفاع از تاریخ خودمان فیلم بسازیم و از حقانیت پایمال شده ایران دفاع کنیم و به راستی چرا مسؤولین در پاسخ به ما میگویند : فعلا اولویت ندارد! واقعیت این است که عده زیادی هستند که فرمایشی و دولتی فیلم میسازند. اینها بخش عمده بودجههای دولتی را میبلعند و لاجرم عرصه را برای آن هایی که می خواهند بدون تظاهر و منفعت طلبی برای فرهنگ و تاریخ کشورشان به حکم عشق و وظیفه کار کنند ، تنگ میکنند. شاهد این که صدا و سیما بیشترین سرمایه گذاری را میکنند و بر بخش خصوصی هیچ اتفاقی نمیافتد . مسائلی وجود دارد که پرداختن به دوران باستان ایران مورد بیتوجهی قرار میگیرد. نسل جوان که دارد رشد میکند کمتر تاریخش را می شناسد چرا که سینما و تلویزیون هم (مثل کتاب های درسی مدارس و دانشگاهها ) زمینه آشنایی با تاریخ حقیقی ایران را فراهم نمی کنند تا جوان وادار به مطالعه شود و بفهمد که کیست و در کجای این کره خاکی ایستاده است.»

شگفت انگیز است ! در حالی که در طول عمر نه چندان طولانی سینما ، فیلمهای بسیاری در مورد شخصیتهای مذهبی و تاریخی از پیامبران و مقدسین تا رجال سیاسی کشور های مختلف ساخته شده است ولی هنوز به جز یک یا دو کار ضعیف از پارسیان هند ، یک نفر ایرانی یا ایرانی تبار در این فلات گسترده این جسارت را به خود نداده است که فیلمی از زندگانی « اشو زرتشت » نخستین پیامآور یگانه پرستی نه به عنوان یک پیام آور و ابر مرد ایرانی بلکه به عنوان شخصیتی تأثیرگذار در اندیشه بشری و تاریخ جهان ، بسازد و بکوشد تا به نوعی پرتوی از اندیشه پرفروز او را به روی جهانیان بتاباند.

به راستی چرا جای بابک خرمدین ، انوشیروان دادگر ، آرش کمان گیر ، کاوه آهنگر، جهان پهلوان رستم ، نادرشاه افشار ، کوروش بزرگ ، شمس ، مولانا ، حافظ ، داریوش و خشایار شاه ، منصور حلاج ، جمشید ، میرعماد ، رضا شاه ، دکتر مصدق ، حسن صباح ، فردوسی ، آریوبرزن ، خیام ، عطار ، ستارخان و باقرخان ، عارف قزوینی ، پروین اعتصامی و بسیاری دیگر از مشاهیر فرهنگ و ادب این سرزمین در سینمای ایران خالی است؟
در این مورد « حسن جوهرچی » بازیگر سینما نیز تائید می کند که جای شخصیتهای استورهای و قهرمانان تاریخی ایران در سینمای ما خالی است. او در این مورد میگوید :
« سینمای همه کشورها بهترین امکانات را در اختیار فیلم سازانی قرار میدهد که بخواهند درباره شخصیتهای ملی فیلم بسازند اما در سینمای ما تصویر این نوع شخصیتها مهجور مانده است. او می گوید : بسیار علاقهمندم که در نقش « آریوبرزن » بازی کنم. آریو برزن یکی از بزرگترین سرداران ایرانی است که در برابر حمله سپاهیان الکساندر به ایران مقاومت میکند و بر آرمانهای خود جان میبازند. »
« مهدی سجاده چی » فیلم نامه نویس نیز که به نگارش فیلمنامههای تاریخی علاقه فراوان دارد وضعیت تولید فیلمهای تاریخی را بسیار تأسف بار توصیف میکند و معتقد است که به خاطر هزینه بسیار بالای فیلم های تاریخی ، تهیه کنندگان تمایلی به تهیه این فیلمها از خود نشان نمیدهند. او در این مورد می گوید : « مدتها علاقه به تاریخ و شخصیتهای تاریخی باعث میشد تا فیلم نامههای تاریخی بنویسم. این فیلم نامه ها معمولا در کشوی میزم باقی میماند تا این که دریافتم برای نوشتن فیلم نامه تاریخی باید حتما یک سفارش دهنده و تهیه کننده داشت ؛ چرا که فیلمهای تاریخی به خاطر ویژگیهای هنری و اقتصادی از طرف همه سرمایه گذاران با استقبال مواجه نمیشوند و به تولید رساندن آن ها کاری دشوار و پرهزینه است و اصلی ترین مشکل در این خصوص مشکل سرمایه است. سرمایه گذاریهای سینمای ما در اندازه فیلمهای تاریخی نیست و فیلم سازی با این سرمایه کم به کل کار ضرر میزند. از طرفی تلقی مسؤولین سینمایی از فیلم تاریخی غلط است ، آن ها شخصیتهای تاریخی را بدون توجه به امروز میخواهند. این بیدقتی وقتی با الگوهای پوسیده مطرح می­شود ، ارزش هنری کار را به حداقل کاهش میدهد. در فیلم های تاریخی ما همه آدمها یا سیاهند یا سفیدند. آدمهای بد انگار خودشان میدانند که بد هستند و آدم های خوب هم با گردن کج و چشمهای خمار خوبیشان را به رخ بیننده میکشند. تا این طرز تلقی در سینمای ما وجود دارد شاهد ساخته شدن هیچ فیلم تاریخی موفقی نخواهیم بود.»
« کاظم سلطانیه زنجانی » کارگردان ، معتقد است که در حال حاضر شرایط اجتماعی به گونهای است که توجه بیشتری را به گذشته نیاکانمان میطلبد. روح تشنه ایرانیها برای ایرانی بودن و ایرانی فکر کردن راه را برای ساختن فیلمهایی بر اساس تاریخ و فرهنگ ایران هموار کرده است. او از تمایل خود برای ساخت فیلمی بر مبنای شاهنامه فردوسی میگوید و مهمترین مشکل در راه ساخت این فیلم را مشکلات مالی عنوان میکند. او در این مورد میگوید :
« قصد دارم فیلمی بسازم به نام ” خونیرث ” که سناریوی آن اقتباس از شاهنامه فردوسی است. شاید برخیها تعصب را درست ندانند اما برای من این تعصب به شاهنامه و فردوسی عامل حرکت و موفقیت است. در طول چند سال گذشته کارهایی از شاهنامه فردوسی روی صحنه و تلویزیون دیدم. کارها بیمایه ، سطحی و دلخراش بودند این در حالی است که شاهنامه یک اثر بی همتاست و برای ما ایرانیان مقدس است. شاهنامه اثری است که ایرانی ، ایرانی بودن خود را به آن مدیون است. شاهنامه اثری است پرشکوه ؛ پس فیلمی که با الهام و یا اقتباس از شاهنامه ساخته میشود باید پرشکوه باشد لذا ” خونیرث ” یک فیلم پر شکوه خواهد بود. یک حماسه ایرانی که در شأن فردوسی و شاهنامه و ملت سربلند ایران باشد. برای همین بی تردید ” خونیرث ” هزینه بالایی خواهد داشت.»

از نخستین روزهایی که کاظم سلطانیه این آرزو ها در سر می پروراند ، سال ها می گذرد اما هیچ گاه دستگاه های دولتی فرصتی را برای تحقق بخشیدن به این آرزو ها در اختیارش ننهادند .

آوازه این رسوایی های برنامه ریزان سینمای ایران ، چنان جهان گیر شده است که صدای خواهران و برادران تاجیک ما را نیز در آورده است . چنان کهدر همایشی که اردی بهشت ماه ۱۳۸۵ به مناسبت بزرگداشت روز فردوسی در کتابخانه ملی تاجیکستانبرگزار شد آنچه بسیار مایه شگفتی پژوهشگران شد ، غیاب توجیه ناپذیر حکیم ابوالقاسم فردوسی و شاهنامه او در سینمای امروزی ایران بود.
قهرمان سلیمانی ، رایزن فرهنگی ایران در تاجیکستان ، در پاسخ به پژوهشگران تاجیک با ابراز تاسف از این کهداستان های « شاهنامه فردوسی » در سینمای امروزی ایرانی چندان بازتابی نداشته اند ، آن طور که روش مسوولان فرهنگی کشور است به فرافکنی پرداخت و گفتباید در این باره از سینماگران ایرانی سؤال کرد !
در کنار علاقهمندی فیلمسازان ایرانی برای ساخت فیلمهای تاریخی و تمایل و عشق زیاد فیلمنامه نویس های ایرانی به نگارش فیلمنامه هایی با مضامین تاریخی ، بسیاری از بازیگران هم از تمایل خود برای بازی به جای شخصیت های تاریخی میگویند. « مهشید افشار زاده » بازیگر سینما در این مورد می گوید :
« همیشه به زنانی که در تاریخ ایران تأثیرگذار بودهاند و در پایداری کشور نقش داشتهاند فکر میکنم. از جمله ” ستاره ” که نخستین زنی است که در حکومت نقش داشته است. او در زمان اردشیر اول ملکه ایران میشود و ” پورانداخت” که اولین زن ایرانی است که به سلطنت رسیده. اما شخصیتی که دوست دارم در نقش او بازی کنم ” پروین اعتصامی ” است که تا به حال در سینما و تلویزیون به شخصیت او و زندگیاش پرداخته نشده است.»
« محمد متوسلانی » نیز در این مورد میگوید :
« اگر روزی قرار باشد فیلمی از تاریخ ایران بسازم درباره دکتر محمد مصدق خواهم ساخت. او هم چهره ملی و ضد استعماری دارد و هم شناخت خوبی از او دارم و در واقع بخشی از عمرم را با او هم عصر بودهام و در جریان مسائلی که در آن سالها اتفاق افتاده هستم.»
اتفاقا « سعید امیر سلیمانی » نیز میگوید :
« بسیار علاقهمندم که در فیلمی به جای دکتر محمد مصدق بازی کنم. مصدق در تاریخ ایران شخصیتی بزرگ و مثال زدنی است. حتی اگر وجه سیاسی زندگی او را در نظر نگیریم ، باز هم مصدق یکی از بهترین شخصیتهایی است که میتوان زندگیاش را به تصویر کشید. »
استقبال پر شوری که به تازگی ایرانیان در سراسر جهان از تور جهانی اجرای فیلم – نمایش « مصدق » به کارگردانی « رضا علامه زاده » به عمل آوردند ، به خوبی نشان داد که بر خلاف تصور بسیاری از افراد ، پرداختن به موضوعات تاریخی ، حتا مسائل بحث برانگیز تاریخ معاصر تا چه حد مورد توجه مخاطبان است.

شاید با همین انگیزه است که کارگردان خوش ذوق سینمای ایران در تبعید « کیوان مشایخ » که مقیم تگزاس است به ساخت فیلم « افسانه عمر خیام » پرداخت. فیلم « افسانه عمر خیام » که به مدت شش سال و نیم در ۵ کشور جهان فیلمبرداری شد ، خورداد ماه امسال به روی پرده رفت. در این فیلم افسانه و واقعیت با هم آمیخته شده و از دید یک کودک ایرانی مقیم آمریکا زندگی و تفکرات « خیام نیشابوری » شاعر و منجم قرن ۵ هجری قمری ایران به یک ماجرای افسانه ای تبدیل می شود . ماجرایی عاشقانه بین « حسن صباح » و « عمرخیام» و کنیزی به نام « دریا » در این فیلم جریان دارد. البته چنان که گفته شد ، داستان این فیلم به طور کامل بر مستندات تاریخی استوار نیست و تخیل نویسنده نیز در آن راه یافته است . کامران مشایخ در این مورد می گوید :

« دایرة المعارف و کتاب های روایت عمرخیام که از فارسی به انگلیسی ترجمه شده منابع ما بود. داستان زندگی عمر خیام رو جوری درست کردیم که تماماً حقیقی نیست بلکه داستانی هست که از یک برادر به برادر دیگه نقل میشه و این داستان در خانواده اون ها برای هزاران سال بوده و بیشتر شبیه حدیث هست. بعضی از قسمت های فیلم حقیقت داره و بعضی جاهای داستان ساختگی هست. فیلم رو جوری درست کردیم که جنبه سرگرم کننده هم داشته باشه. نمی خواستم فیلم رو فقط برای تاریخ شناسان ایران درست کنم! »

از ویژگی های متفاوت این فیلم این که نقش پدر حسن صباح را « اندی » خواننده موسیقی پاپ ایرانی بازی می کند و در یک صحنه از فیلم ترانه ای با صدای خانم گوگوش به نام « کی میدونه چی پیش میاد » به گوش می رسد !

این کارگردان ۳۷ ساله ایرانی که ۲۶ سال از عمر خود را در برون مرز سپری کرده ، اکنون بر آن است که فیلمیدربارهکوروش بزرگبسازد. او در این مورد می گوید :

« نوشتن فیلمنامه را شروع کرده ام . این کمی طول می کشد. در مرحله ای هستیم کهاطلاعات را جمع آوری کنیم و یک داستانی را درست کنیم که برای بینندگان بین المللیجذابیت داشته باشد. »
نکته جالبی که در این میان می توانم یادآوری کنم این که در حالی که خیام نیشابوری و اندیشمندانی از این دست معمولا مورد بی مهری برنامه ریزان سینما و سیمای ایران قرار می گیرند ، یک کارگردان خوش ذوق کشور سوریه به نام « شوقی المهاجری » نیز به داستان زندگی حکیم عمر خیام نیشابوری توجه نشان داده و مجموعه ای تلویزیونی درباره او ساخته است.

همین اتفاق در باره ساخت فیلمی از زندگی مولانا جلال الدین محمد بلخی ( مولوی ) در حال جریان است. درست در زمانی که پروژه های میلیاردی « سیما فیلم » در مورد پیامبران بنی اسرائیل در دست ساخت است ، یک کارگردان مشهور هندی به نام « مظفر علی » فیلمی را درباره زندگی مولوی در دست ساخت دارد و برآن است از « آل پاچینو » و « جانی دپ » ستاره های بزرگ سینمایی جهان برای بازی در آن دعوت کند. مظفر علی می گوید:

« آرزویم این است که بتوانم آل پاچینو و جانی دپ را متقاعد کنم که در فیلم مولوی بازی کنند. »

در چنین فضای فرهنگی است که چارلز ولیعهد انگلستان هم به تهیه فیلم مستندی به نام « اشتیاق روح » درباره زندگی مولوی اشتیاق دارد . « آریانا فرشاد » فیلمساز ایرانی مسوولیت کارگردانی این فیلم را بر دوش دارد و چارلز سرمایه گذاری بر روی این فیلم را بر عهده گرفته است.

به گزارش نشریه « تلگراف » چاپ کلکته ، این نخستین بار است که این شاهزاده در ساخت فیلمی مشارکت می کند و تنها دلیل آن نیز علاقه قلبی او به آثار این شاعر برجسته قرن سیزدهم میلادی است که آموزه های عرفانی و روحانی او در زندگی مدرن جهان امروز نیز همچنان کاربرد دارد. به نظر می رسد تصمیم چارلز به سرمایه گذاری در این فیلم ، حاصل دیدار « آریانا فرشاد » با این شاهزاده در آکادمی « تمنوس » لندن باشد.چارلز یکی از حمایت کنندگان مالی این آکادمی است که در ساخت فیلم قبلی فرشاد با نام « ایران عرفانی » مشارکت کرده بود.

« آریانا فرشاد » پنجاه ساله ، مدت بیست سال است در لوس آنجلس زندگی می کند . او با اشاره به حمایت خانواده سلطنتی انگلستان از فیلم اشتیاق روح ، گفت :

« چارلز به من گفت که علاقه زیادی به آثار مولوی به ویژه پویش روحانی او برای روشنگری دارد. او اطلاعات زیادی درباره شعر عرفانی ایران قدیم و جهان عرب دارد. من به ولیعهد انگلستان قول داده ام نخستین شخصی باشد که این فیلم را می بیند »

بی توجی مسوولان دولتی ایران نه تنها به سینمای تاریخی ایران بلکه به خاستگاه مشاهیر فرهنگی کار را به جایی کشاند که مسوولان فرهنگی کشورهای همسایه را در اندیشه بهره برداری های یک سویه ابزاری از این بزرگان انداخته است و حتا پاسخ های نابهنگام مسوولان ایرانی نیز نقشی در بر طرف شدن سوء تفاهم های ایجاد شده نداشته است. چنان که در یکم شهریور ماه سال جاری معاون مرکز فرهنگیمولویدر قونیه ، اظهارات وزیرفرهنگ جمهوری اسلامی در باره ایرانی بودنمولویرا نادرست خواند . تاکید محمد حسین صفار هرندی ،وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در باره ایرانی بودن مولاناجلال الدین بلخی ،شاعر پارسی گوی متولد بلخ ، خشم برخی از مقامات فرهنگی ترکیهرا برانگیخته است. در حالی که ترکیه ، افغانستان و مصر ( ! ) در خلاء حضور فرهنگی موثر دولت ایران در سطح مراکز جهانی ، خود را برای برگزاری آیین های سال مولانا درسال ۲۰۰۷ آماده می کنند ، صفار هرندیتنها به تاکید بر ایرانی الاصلبودن مولوی بسنده کرد. خبرگزاری دولتی آناتولی به نقل از فردی که خود را نواده مولوی معرفی می کند و معاونسازمان وقف بین المللی مولویدر قونیه است ، می نویسدادعای وزیر فرهنگ جمهوری اسلامی فاقد اعتبار است ومولوی خود را ترک معرفی کردهاست.
در همین زمان فیلم پویا نمایی « رستم ،تولدی دیگر » به همت یک ایرانی و بدون پشتیبانی دولت ایران در بریتانیا به بازار می‌آید. این فیلم انیمیشن برداشتی از داستان رستم وسهراب از شاهنامه فردوسی است. «سعید قهاری » ،مدیر شرکت انیمیشن سازی « دریمر » در بریتانیا و سازندهفیلم « رستم تولدی دیگر » دراین مورد می‌گوید: قصد من این بود که فرهنگ ایران و سابقه عظمت و قدرت ایرانرا برای جوانان ایرانی به صورت تصویری و سرگرم‌کننده عرضه کنم.
چندی پیش نیز در خبر ها آمده بود که یک ایرانی مقیم آمریکا به نام « بهروز بهمنی » نویسنده ، با همکاری چند تن از یارانش کتابی به نام « Rostam » را که در برگیرنده داستان های مصور کودکان یا « comic » می باشد به زبان انگلیسی نوشته و نقاشی کرده اند و به بازار کتاب عرضه داشته اند و خوشبختانه این داستان ها بسیار مورد توجه کودکان کتاب خوان قرار گرفته است و این امید هست که در پی این استقبال کودکان از کتاب کارتونی « رستم » ، در آینده نزدیک شاهد ساخت فیلم های کودکان و کارتون از این داستان ها باشیم. چنان که بسیاری از شخصیت های فیلم های کارتون همچون مرد خفاش ( Batman ) ، مرد عنکبوتی ( Spiderman ) ، ابر مرد یا ********من (Superman ) و داستان های « هری پاتر » ابتدا به صورت کتاب روانه بازار شدند و سپس به عالم سینما راه یافتند.

نمونه دیگری از این دست که به همت آقای « داستین الیس » کارگردان و نویسنده آمریکایی – ایرانی ساخته شد ، کارتون « بابک و دوستان » است که نگاهی آموزشی به جشن نوروز دارد . داستین ( دَستان ) که از مادری ایرانی زاده شده و دانش آموخته رشته فیلم سازی از دانشگاه کالیفرنیای آمریکاست ، هر چند در آمریکا بزرگ شده و درس خوانده است ولی عاشق فرهنگ پیشینیان خود می باشد و آن را گنجینه ای با ارزش برای تمامی ایرانیان می داند و تلاش می کند که با همراهی همسرش « مستانه مقدم » این پشتوانه بزرگ فرهنگی را به دیگر ایرانیان نیز بشناساند. آنها برای فراهم آوردن سرمایه فیلم که بالغ بر ۲۰۰ هزار دلار بود ، مجبور شدند خانه خود را بفروشند! در کارتون « بابک و دوستان » از صدای برخی از بازیگران سرشناس ایرانی مانند پرویز صیاد ، شهره آغداشلو ، صابر رهبر و علی پور تاش به جای شخصیت های کارتونی آن استفاده شده و استاد هادی خرسندی نیز شعر برخی از ترانه های این کارتون را گفته است. همچنین خانم شبنم رضایی و علی جتاب نیز در گروه تهیه کنندگان این کارتون می باشند. کیفیت کارتون بابک و دوستان در سطح استانداردهای جهانی است و برخی از قسمت های آن در استودیوی برادران وارنر ساخته شده است. این کارتون هم اکنون به دو زبان انگلیسی و فارسی روی یک DVD با یک کتاب داستان به بازار آمده و به زودی کار ترجمه آن به زبان های دیگر از جمله فرانسوی و آلمانی نیز انجام خواهد شد. بابک و دوستان ، قصه کودک ایرانی خردسالی است به نام بابک که در آمریکا زندگی می کند و هنگام عید پاک مسیحی ( Easter ) خود را نسبت به دوستان و همسالان آمریکایی اش بیگانه احساس می کند. از سوی دیگر سال نوی ایرانی نیز نزدیک می شود و پسر خاله و دختر خاله بابک نیز به همراه پدر و مادر خود از ایران به دیدار آن ها آمده اند. بابک ناگهان خود را در فضایی متفاوت با گذشته و تنهایی اش احساس می کند. ابتدا نمی تواند خود را با فرهنگ ، حرف ها و رفتار مهمانانش تطبیق دهد اما به تدریج با نزدیک شدن نوروز و سال تحویل و شور و شوقی که برای نخستین بار در محیط خانوادگی او برای بزرگداشت نوروز و تدارک سفره هفت سین به وجود آمده ، با آن ها کنار می آید و به شناخت جدیدی از فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی می رسد . شادترین و زنده ترین قسمت های فیلم مربوط است به رابطه عمو نوروز و حاجی فیروز . حاجی فیروز در این کارتون ، شیرین زبان ، شوخ و پر تحرک است و در برابر اتفاقاتی که برای بابک و خانواده او روی می دهد ، واکنش های بسیار جالبی از خود نشان می دهد. در صحنه ای از فیلم که عمو نوروز در میان خرابه های تخت جمشید از گذشته و تاریخ ایران برای بابک روایت می کند ، در پس زمینه ، یکی از شیرهای سنگی تخت جمشید را می بینیم که جان می گیرد و با حاجی فیروز بازی تعقیب و گریز جذابی را آغاز می کند. داستان بابک و دوستان ، با توجه به نقش مهمی که برای دادن بینش فرهنگی به نوباوگان ایرانی درباره آیین های نوروزی و فرهنگ و تاریخ به عهده می گیرد ، در شمار آثار با ارزشی به حساب می آید که طی سال های اخیر توسط ایرانیان برون مرز برای پاسداشت فرهنگ و تاریخ ایران ساخته شده است.

این همه عشق و علاقه به تاریخ شکوهمند ایران از جانب تماشاگران و سینماگران ، متأسفانه از سوی مجاری رسمی که اموال عمومی را نیز در اختیار دارند مورد بی اعتنایی قرار میگیرد و در این میان ، راه برای کسانی که دل در گرو مهر میهن ندارند بیش از گذشته گشوده است و چه اندوهبار است که کارگردان ایرانی « عباس کیارسمی » همزمان با حضور « استفانوپولوس » رئیس جمهوری یونان در تهران ، برای دریافت جایزه چهلمین دوره جشنواره بین المللی فیلم تسالونیکی (سالونیکا ) از سیزدهم تا بیست و یکم آبان ماه ۱۳۷۸ به یونان می­رود و با افتخار ( ! ) جایزه مجسمه طلایی الکساندرماسادونی ( اسکندر مقدونی ) دشمن قسم خورده تاریخی ایرانیان را که در حقیقت سمبل پیروزی غرب بر شرق و به عبارت درستتر دست آویز تحقیر تاریخ ایرانیان است ، دریافت میکند. شاید بعید نباشد اگر در آینده نزدیک ساده دل دیگری از کشورمان مدال طلایی چنگیزخان را به خاطر یک فیلم جشنواره پسند از مغولستان دریافت کند و یا به دریافت نشان طلایی سردار قادسیه افتخار کند و هیچ کس نپرسد که چرا چنین جایزهای به یک فیلمساز ایرانی اهداء شده است ؟!

از سوی دیگر شاهدیم که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ، نخستین گام را برای ساخت فیلمی بر اساس زندگی نامه « قاضینظرالاسلام » ، شاعر بنگلادشی ، برمی دارد. از نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ، زندگی نظرالاسلام آن چنان پربار است که می توان آن را در سینما بهخوبی روایت کرد. از این روی جمهوری اسلامی حاضر است برای ساخت فیلم زندگی او پیش قدمشود ومرکز فرهنگی ایران در داکا ترجمه برخی از شعرهای نظرالاسلام را به پایان رسانده است.
همه این ها در حالی صورت میگیرد که « استیون اسپیلبرک » چند سال قبل برای ساختن فیلم الکساندر مقدونی و آتش زدن دوباره تخت جمشید ۳۰۰ میلیون دلار تقاضا کرد و یونانیها در یک بسیج همگانی ، « الیوراستون » را برای ساختن فیلم زندگی الکساندر مقدونی برگزیدند و او را به ساختن این فیلم تشویق کردند و دیدیم که او در این فیلم اگر چه به تحقیر ایرانیان پرداخت اما خود برای پر فروش تر شدن فیلمش مجبور شد از نشان « فروهر » در کنار لوگوی فیلم و در پوستر های تبلیغاتی اش استفاده کند. این فیلم که سرشار از دروغ های تاریخی یونانیان بود اگرچه با استقبال تماشاگران روبه رو نشد اما در یک اقدام کاملا سیاسی ولی به ظاهر فرهنگی در پانزدهمین جشنواره فیلم استکهلم در سوئد مورد توجه ویژه قرار گرفت و از « الیوراستون » تقدیر شد و جایزه اسب برنزی نیز به او اهدا شد.
سخن پایانی را « ژاله صفا » به زیبایی از صحنه پایانی فیلم « ستارخان » ساخته زنده یاد « علی حاتمی » بازگو میکند :
آن جا که سردار ملی بیتاب از خیانت انقلابی که فرزنداناش را میخورد از جهان آرمانی خود رخت بر میبندد ” حیدرعمو اوغلی ” که عزت الله انتظامی نقش او را بازی میکند، به اسب او می گوید:« برو حیوان ! تو سوار خود را خواهی یافت … » و این اسب هنوز بر فلات پهناور ایران میدود و سوار خود را نمییابد . آیا سینمای ایران شهامت ندارد از هزاران دلاور ایرانی برای این اسب ، سواری بیابد ؟

“آواتار” شش جایزه انجمن جلوه‌های ویژه بصری را دریافت کرد

ارسال شده توسط پویان | دسته‌بندی نشده | دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۸ ۵:۰۶ ب.ظ

فیلم “آواتار” ازانجمن جلوه های ویژه بصری سینمای آمریکا شش جایزه دریافت کرد.
به گزارش مهر از ورایتی در مراسم هشتمین دوره جوایز سالانه انجمن جلوه های ویژه بصری سینمای آمریکا که یکشنبه شب برگزار شد فیلم “آواتار” پیشتاز جوایز بود وشش جایزه اصلی را به خود اختصاص داد.

در این مراسم انیمیشن “بالا” که در میان نامزد های بهترین فیلم و بهترین انیمیشن اسکار نیز قرار دارد سه جایزه بهترین انیمیشن ، بهترین شخصیت پردازی انیمیشن و بهترین جلوه های ویژه بصری در انیمیشن راکسب کرد.

اکشن علمی – تخیلی و سه بعدی “آواتار” در رشته های بهترین جلوه های ویژه تصویری سال ، بهترین شخصیت پردازی انیمیشن در یک فیلم زنده ، بهترین نقاشی متحرک ، بهترین مدل های مینیاتوری و بهترین فضاسازی برنده جایزه شد.

از زمان اهدای جوایز انجمن جلوه های ویژه بصری در سال ۲۰۰۲ به جز دو مورد تاکنون برندگان جایزه اصلی این بخش ،جایزه اسکار بهترین جلوه‌های ویژه بصری را نیز دریافت کرده‌اند.در سال ۲۰۰۵ “هری پاتر و زندانی آزکابان “برنده جایزه انجمن شد در حالی که جایزه اسکار به “مرد عنکبونی ۲″ تعلق گرفت.در سال ۲۰۰۸ نیز “ترنسفورمرز” جایزه انجمن را به خود اختصاص داد در حالی که “قطب نمای طلایی” جایزه اسکار را دریافت کرد.

رقیبان “آواتار” در بخش جایزه اصلی امسال فیلم های “۲۰۱۲″ ، “ترنسفورمرز : انتقام شکست خوردگان ” ، “سفر ستاره ای” و ” ناحیه ۹″ بودند.

فیلم های ” ناحیه ۹″ و ” شرلوک هولمز” نیزهر یک به یک جایزه جنبی دست یافتند.

“عیار ۱۴″ از ۹۰ میلیون تومان گذشت

ارسال شده توسط پویان | دسته‌بندی نشده | دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۸ ۵:۰۵ ب.ظ

فروش فیلم “عیار ۱۴″ ساخته پرویز شهبازی در سینماهای تهران از مرز ۹۰ میلیون تومان گذشت.

به گزارش خبرنگار مهر، تا کنون ۱۵ روز از نمایش این فیلم در ۱۸ سینمای تهران می گذرد و توانسته به فروش ۹۰ میلیون تومانی برسد. همچنین فیلم “هرشب تنهایی” رسول صدرعاملی نیز که پخش ان برعهده فیلمیران است نیز بعد از ۴۹ روز نمایش به مرز ۴۰۰ میلیون تومان رسیده است.

عیار ۱۴″ به کارگردانی پرویز شهبازی درباره طلافروشی است که به خاطر اتفاق پنج سال قبل به دردسر می‌افتد و همه داستان آن در ۱۲ ساعت می‌گذرد. محمدرضا فروتن، پوریا پورسرخ، کامبیز دیرباز، مهشید افشارزاده، مینا ساداتی و بهرنگ علوی بازیگران این فیلم هستند.

فیلم سینمایی “عیار ۱۴″ از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر جایزه ویژه هیئت داوران را دریافت کرد. شهبازی فیلم‌های سینمایی “نجوا”، “مسافر جنوب” و “نفس عمیق” را هم در کارنامه دارد.

نسخه دوبله به فارسی فیلم “بالا” نمایش داده می‌شود

ارسال شده توسط پویان | دسته‌بندی نشده | دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۸ ۵:۰۵ ب.ظ

نسخه دوبله به فارسی فیلم “بالا” در فرهنگسرای سرو به روی پرده می‌رود.

به گزارش خبرگزاری مهر، نسخه دوبله به فارسی فیلم انیمیشن “بالا” که از فیلم های شاخص سال گذشته سینمای جهان است در فرهنگسرای سرو با حضور منتقدان سینمایی به نمایش و نقد و بررسی درمی آید.

این نمایش در راستای مجموعه برنامه “بهترین فیلم های سال ۲۰۰۹″ است که به طور مشترک بین سایت پرده سینما و فرهنگسرای سرو برگزار می شود. امیر قادری، علی معلم، دکتر حمید رضا شعیری و غلامعباس فاضلی از جمله منتقدان جلسات بهترین فیلم های سال ۲۰۰۹ خواهند بود.

اولین جلسه این مجموعه برنامه ساعت ۴ بعد از ظهر روز چهارشنبه ۱۲ اسفند برگزار می شود. و نسخه دوبله به فارسی فیلم «بالا» ساخته پت داکتر برای اولین بار در ایران در این جلسه روی پرده خواهد رفت. غلامعباس فاضلی و دکتر حمیدرضا شعیری کارشناس و منتقد این نشست خواهند بود.

دو برنامه بعدی این مجموعه جلسات به شرح زیر اعلام شده اند: نمایش فیلم “قفسه رنج” کاترین بیگلو با حضور امیر قادری و غلامعباس فاضلی سه شنبه ۱۸ اسفند، نمایش فیلم “منطقه ۹″ نیل بلامکمپ با حضور علی معلم و غلامعباس فاضلی چهارشنبه ۱۹ اسفند.

این جلسات که به نمایش و نقد و بررسی این فیلم ها می پردازند ساعت ۱۶ بعد از ظهر آغاز می شوند در فرهنگسرای سرو برگزار می شود.

برگه‌ی بعد »